X
تبلیغات
کمکم کن

کمکم کن


تــــآ چـــَـنــد روز بـــَــعــدِ اَز رَفــــتـــَـنــشــــ ...

گــــوشـیـــ کـــــهــ هــــیچــــــیــــ ..!!

اِمــ پـــیــ تـــِــریـــ اَمـــ ویــــبـرِهـ مـــــیزَنــِــهــ ...؟؟!

تــــَـوَهـــُـمـــِـهــ اَحــــمـــَـقــــــآنــــهــ اِیــهــ ...

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1392 11:49 توسط امیر |


می خواهم از تاریکی و تنهایی خانه ای بسازم

خانه ای که هیچ نوری حتی برای لحظه ای بر آن نتابیده باشد

سیاهی دیوارهایش را با غمهایم تزیین میکنم

پنجه هایی چون قفس می سازم

که زندانی تنگ و تاریک را برای به ارمغان بیاورد

راهی نیست چون زندگی اینگونه است

فرار از آن بیهوده است

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 19:3 توسط امیر |


www.chekelo.parsiblog.com

sokot

ميشه ساده از تو گفت...

ميشه ساده از تو گفت و ساده از تمام لحظه گذشت،بعد از اين همه گذشتنم به لحظه هاي بي نظير با تو بودنم رسيد،من اگر بي تابم،من اگر ثانيه اي درخوابم خودخواه خودت مي داني،که نفسهاي من از بهر نگاه تو و مهرت گرم است،..

پس دگر هيچ نخواه از من تنها،من بي راه بجا مانده ز رويا،که دگر هيچ نمانده است زمن،نه سري،حوصله اي و نه حتي عشقي..!

عشق من با من من ساکن و بي روح نباش...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 6:46 توسط امیر |



راز عشق در اينست که
به يکديگر سخت نگيريد
عشقي که آزادانه هديه نشود اسارت است

 راز عشق درين است که
هر روز کار کني که شريک زندگي ات را خوشحال کن
نگذار که جويبار محبت از کمي باران بخشکد

راز عشق در اين است که
حقيقت اصلي عشق يعني تفکر را از ياد نبري
آيا يک رابطه دراز مدت مهمتر از اختلافات کوچک و زود گذر نيست ؟
 راز عشق در اين است که
رابطه تان را مانند يک باغ با محبت تزئين کنيد
بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه را بکار که زيبائي ـ برويد
ضمناً فراموش مکن که باغ را بايد هرس کرد
مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرز عادت شود
براينکه عشق همواره با طراوت بماند بايد به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 6:26 توسط امیر |


عکس های عاشقانه

گاهی حجم دلتنگی هایم آنقدر زیاد می شود كه دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ می شود...

دلتنگم...

دلتنگم...

دلتنگ كسی كه گردش روزگارش به من كه رسید ازحركت ایستاد...

دلتنگ كسی كه دلتنگی هایم را ندید...

دلتنگ خودم...

خودی كه مدتهاست گم كرده ام...

+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1391 15:15 توسط امیر |


 

دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور دیگر!
جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد !
یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم !
دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور که دلت قرص شود که من هستم ,

یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی …!

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1391 12:29 توسط امیر |


(هرگز)

 کشت!!!!من تمنا کردم

که تو با من باشی

تو به من گفتی :

هرگز

هرگز،

هرگز

                             پاسخی سخت و درشت

                             و مرا غصه ی این

                                     

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1391 14:5 توسط امیر |


 

پرسيد:

 به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم

"بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده

 هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به

خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك

 تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده

 است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1391 12:50 توسط امیر |


تو را دوست می دارم٬نمی دانم چرا٬

شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من٬

حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد.

ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام

چه کسی مرا دوست می دارد؟

ای فرشته نازل شده بر چشمانم٬

ای شقایق زندگی ام٬

ای تنها ستاره آسمان قلبم٬

ای زیباترین زیباییهای محبت٬

ای بهانه شبهایم٬

ای تنها نیاز زنده بودنم٬

ای آغاز روز بودنم٬

ای نیمه ژنهان من٬

و تو ای معشوقه من٬

تو را با تمام وجود٬

                           دوست دارم و

                                        می پرستم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1391 14:40 توسط امیر |


بیایید پارسی وار *زنها* را پاس بدارید ..
این بار اگر زن زیبا رویی را دیدید ..
هوس را زنده به گور كنید ..
و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی .
زیر باران اگر دختری را سوار كردید ..
... ... جای شماره به او امنیت بدهید ..
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
..نه به مقصد مورد نظرتان .
هنگام ورود به هر مكانی ..
... با لبخند بگویید: اول شما .
در تاكسی خودتان را به در بچسبانید نه به او ..
بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند
احساس امنیت كند نه ترس ..
بیاییدفارغ از جنسیت .. كمی مرد باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1391 13:54 توسط امیر |


یاددارم درغروبی سرد سرد /

                                      میگذشت ازکوچه مادوره گرد/

دادمیزد کهنه قالی میخرم /

                                    دست دوم جنس عالی میخرم /

کاسه وظرف سفالی میخرم /

                                  گرنداری کوزه خالی میخرم /

اشک در چشمان باباحلقه بست /

                            عاقبت اهی کشید، بغضش شکست /

اول ماه است ونان درسفره نیست/

                               ای خدا شکرت!!!ولی این زندگیست /

بوی نان تازه هوشش برده بود/

                             اتفاقامادرم هم روزه بود/

خواهرم بی روسری بیرون دوید!!!

               گفت :اقا! سفره خالی میخرید؟؟؟ 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 15:46 توسط امیر |



مناظره زنـدگی و مـرگ - www.taknaz.ir
زندگی: من فرصتی مغتنم برای بودنم
تو اژدهایی مترصد بلعیدن
مرگ: من آغازی به آرامش ابدیم
تو آغازی به آلام دنیوی

زندگی:
من خالق یک لحظه شیرین عاشقانه ام
تو جابری که دریغ از این لحظه نداری

مرگ:
تو تحمیل ناخواسته ی گریبانگیر بشریتی
من منتخب آنها برای رهایی از تو

زندگی:
تو فاجعه انفصال عاشق و معشوقی
من فرصت دوباره باهم بودنشان

مرگ:
تو بار سنگین اجباری برای زجر کشیدن
من جرثومه ای برای گریز از این وادی

زندگی:
تو اشک مادر داغدیده ای
من اشک شوق دیدار فرزند مفقود الاثر
مرگ: تو تولد کودک نامشروع دو بی خانمانی
من گریزی برای رهایی از این مخمصه

زندگی:
من لبخند زیبای یک نو مادرم
تو خلوت تنهایی یک زوج عاشق

مرگ:
من پایان ناله های یک پیرمرد زمینگیرم
تو اصراری زجرآلود به بودن او

زندگی:
من مصور یک بوسه ی شیرین عاشقانه ام
تو قطره اشک یک عاشق در هجران معشوق

مرگ:
تو چشم نظاره گر شکنجه های یک شکنجه گری
من تیر خلاصی از این عذاب

زندگی:
من عفو یک پدر داغدیده ام
تو سنگسار یک زن به جرم عاشق بودن

مرگ:
من خط بطلان به وجود پس از مرگ معشوقم
تو جزای جرم زندگی بدون او
زندگی: من نگاه نوازشگر یک پریزاده ام
تو خلوت سرد تنهایی

مرگ:
من فرصت گرم انتقامم
تو انتظار بیهوده یک مادر ناباور

زندگی:
من نقطه اوج عروج یک انسانم
تو نزول او به پست ترین جای ممکن !

مرگ:
............................... !!!
از مرگ گریزی نیست و نباید حتی لحظه ای از اون غافل بشیم اما زندگی نیز، فرصتی است کهگرچه
خداوند بما داده و بجاست که ازش کمال لذت رو ببریم و زندگی را آنطور که شایسته است زندگی کنیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1391 15:4 توسط امیر |


چند راه برای پیدا کردن میزان دوست داشتن همسر

صبح امروز کسی گفت به من

                                        تو چقدر تنهایی!

گفتمش در پاسخ : تو چقدر نادانی !

                                                    تن من گر تنهاست دل من با دلهاست .

دوستانی دارم،

                                                            همه از جنس بلور که دعایم گویند و دعاشان گویم ،

یادشان در دل من، قلبشان منزل من

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 22:29 توسط امیر |


http://www.kocholo.org/img/images/wz87l0vz3x5uk21kog1.jpg


.:ادامــه مـطــلــب:.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 20:56 توسط امیر |


مهربانی را اگر قسمت کنیم

من یقین دارم به ما هم می رسد

آدمی گر ایستد بر بام عشق،

دست هایش تا خدا هم می رسد .

*********

پیش خودمان بماند، فراموش نکنیم

                            که زمان به سرعت می گذرد .

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1391 21:17 توسط امیر |


ما طرح مسکن مهر، شما برج العربی
ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق
ما مداح، شما دی جی!
آقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس
آقا ما پراید، شما پرادو
آقا ما باد بزن دستی، شما کولر گازی نانو
آقا ما امشب، شما هزار و یک شب!
آقا ما پت و مت، شما ایکیو سان
آقا ما بخیه، شما چفیه
آقا ما شب تار، شما صبح امید!
آقا ما ورزش از نگاه دو، شما برنامه نود!
آقا ما فـــ ، شما فرحزاد !
آقا ما بتمرگ، شما بفرما!
آقا ما هی آره، شما هی نه ...
آقا ما شورش قبیله ای، شما گفتگوی تمدن ها
آقا ما لکنت زبون، شما سخنگوی دولت !
آقا ما پوچ، شما گل !
آقا ما بنال بینیم با ...، شما خواهش می کنم بفرمایید.
آقا ما چی کوفت می کنی ...، شما چی میل داری عزیزم؟!
آقا ما فلافل ، شما مدیر عامل پخش فراورده های گوشتی.
آقا ما مخـمون تاب داره، شما حیـاط ویلاتون!
آقا ما افتاده، شما پاس کرده
آقا ما کولر آبی، شما کولر گازی ال جی
آقا ما برف، شما بهمن
آقا ما چاکریم، شما نایس تو میت یو
آقا ما کوله پشتی، شما کوله باری از تجربه
آقا ما "صرفا جهت اطلاع و فاقد هرگونه ارزش"، شما "کپی برابر اصل- ثبت با سند برابر است"
آقا ما بله قربان- بله قربان ...، شما سلطان
آقا ما علوم اول راهنمایی، شما فیزیک انتگرال
آقا ما تقویم جیبی، شما موسسه ژئو فیزیک!
آقا ما سه کله پوک، شما سه تفنگدار
آقا ما کته، شما بیف استروگانف
آقا ما جرز لای دیوار، شما پتروس فداکار
آقا ما فلافل، شما هات رویال برگر با پنیر و قارچ
آقا ما بن کارگری، شما بن تخفیف دیزنی لند
آقا ما سوختگی درجه 2، شما برنزه شکلاتی
آقا ما آب حوض، شما شیر موز
آقا ما عشق و عاشقى، شما عقل و منطق ...
آقا ما یه نقطه توی فضا، شما مبدا مختصات
شما ماهیچه، ما اشکنه
آقا ما سیمبیان، شما آندروید
آقا ما Nokia 1100، شما Vertu
آقا ما آپارات، شما یوتیوب
آقا ما کلوب، شما فیسبوک
آقا ما جرقه، شما بیگ بنگ
آقا ما سحابی، شما کهکشان
آقا ما آهن ربا، شما سیاهچاله
آقا ما متر، شما سال نوری
آقا ما سفیر امید، شما اتلانتیس
آقا ما منجم آماتور، شما اختر فیزیک دان
آقا ما تلویزیون کمدی، شما سه بعدی
آقا ما مارمولک، شما تمساح
آقا ما CD، شما بلو ری
آقا ما چرتکه، شما الجبرا
آقا ما X=2، شما E=mc2
آقا ما می ریم اغذیه، شما برین پدیده
آقا ما مستشار، شما جهانگیرشاه دولو
آقا واسه شما میگن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد
اما واسه ما میگن این الاغ هر یونجه ای که جلوش باشه میخوره!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 14:37 توسط امیر |


www.aramgozar.com | عکس های زیبا و دیدنی روز

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 13:39 توسط امیر |


مرد جوانی ، از دانشكده فارغ التحصیل شد . ماه ها بود كه ماشین اسپرت زیبایی ، پشت شیشه های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود .

مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد .
او می دانست كه پدر توانایی خرید آن را دارد .


بلأخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فرا خواند و به او گفت :
من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر كس دیگری دردنیا دوست دارم .


سپس یك جعبه به دست او داد . پسر ، كنجكاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یك انجیل زیبا ، كه روی آن نام او طلاكوب شده بود ، یافت .
با عصبانیت فریادی بر سر پدر كشید و گفت : با تمام مال و دارایی كه داری ، یك انجیل به من میدهی؟
كتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترك كرد .

سالها گذشت و مرد جوان در كار وتجارت موفق شد . خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده .

یك روز به این فكر افتاد كه پدرش ، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند .
از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود .


اما قبل از اینكه اقدامی بكند ، تلگرافی به دستش رسید كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكی از این بود كه پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است .


بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید .
هنگامی كه به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی كرد . اوراق و كاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت .

در حالیكه اشك می ریخت انجیل را باز كرد و صفحات آن را ورق زد و كلید یك ماشین را پشت جلد آن پیدا كرد .


در كنار آن ، یك برچسب با نام همان نمایشگاه كه ماشین مورد نظر او را داشت ، وجود داشت .
روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود :
تمام مبلغ پرداخت شده است
.

+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1391 12:16 توسط امیر |


برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کنيچطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهداره

هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391 15:22 توسط امیر |


در سخاوت و کمک به دیگران همچون رودخانه باش

در مهر و محبت مانند خورشید باش

در کتمان خطای دیگران مثل شب باش

در خشم و غضب طوری باش که انگار از دنیا رفته ای

در تواضع و فرتنی مانند زمین باش

در تحمل و شکیبایی مثل دریا باش

و آن طور تظاهر کن که واقعاً هستی

یا آن طور باش که تظاهر می کنی

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391 14:13 توسط امیر |


X

خدایا
تو رو بخاطر
خودت و بخاطره
عدالتت و همه اون
چیزایی که به من داده ای
دوست دارم و از تو سپاسگزام.


Home
Email
Profile
.:Bahar 20:.

Archives

شهریور 1392

اردیبهشت 1392

دی 1391

مهر 1391
شهریور 1391
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387




Links

دانلود آهنگ
مرجع تخصصی نود 32
آتش سرد دل
دختر باحال
زخمی در بدر
بی تو هرگز
تنهایی
نفس بلوچ
آشیانه
دختری که در یک قبرستان متروکه خاک شده......
جواهری در قصر یانگوم
دلتنگی های یه دختر از نوع مردادی
ردپا
اوازهای خاموش
چوق
من ماندم و همین قفس و میله های سرد
درسا...
شاید...
بیا 2 پاتوق
دلت میخواد که ...
قالب های فوق جدید


LinkDump

طـــراح قـــالــب
me
محمد
بانوی ایرانی
Ali
امیرعلی
مرجع تخصصی نود 32
نفیس دیروز
دلتنگی
ابی دریا
بی گناه
تنهایی,ازادی,مرگ
عاشقانه
قصه ما همین.......
چشمهای بارونی
عشق گمشده
تورا دوست میدارم
ادمک اخردنیاست
دل کندن از تو
قلب شکسته
تک سوار
آرشیو پیوندهای روزانه


Amar


تعداد بازديدها:





Design by : Bahar 20

كد ماوس

src="http://saeidakvan.persiangig.com/image/srfg-1.png" alt="" />



پایگاه صاحب زمان - تشریفات - گویا آی تی - تک تمپ - قالب بلاگفا | پنس - گرافیک - وبلاگ